
|
تاريخ خبر: عزم ملي؛ راه نجات محيط زيست
ايران؛ زيستگاه بيمانند گياهان و جانوران)بخش دوم)
|
|
در بخش نخست گزارش، به پيامدهاي جادهسازي در ذخيرهگاهِ کرهِ زمين(پارکگلستان)؛ پرداخته شد؛ و نيمنگاهي داشتيم به خجير و سرخهحصار؛ و نيز پاسخ به اين پرسش که ايران در حفاظت از مناطق حساس محيطزيست خود، تا چه اندازه از سنجههاي جهاني دور است و... اينک بخش دوم گزارش، پيشِ روي شماست: سپيده فيروزپور، يکي از دوستداران طبيعت، به اثر يک زخم بر پشت دست خود اشاره ميکند و ميگويد:«اين جاي زخم، يادگار نجات يک سنگپشت است. زماني که جوان بودم، با پدر خيلي به طبيعت ميرفتم. لاکپشتِ گيرکرده در تور را سفت گرفته بودم تا پدر با چاقو تور را ببرد؛ که چاقوي تيز سوئدي، تور و دستم را با هم بريد و خون زيادي از من رفت.» ميگويم:«ناراحت نيستيد که...؟» ميگويد:«نه. هرگز. زيباييِ دست زنانه، فداي طبيعت ميهنم.» از گپهايش پيداست که همه جاي ايران را با پدر گشته است؛ و عکسها را که نشانم ميدهد، در همه جا، پدر و دختر تنهايند. پرسش را از نگاه کنجکاوم ميخواند. ميگويد:«من، مادر را نديدم. شايد هم يک توله شوکا بودم و پدر در طبيعتگرديهاي خود مرا پيدا و بزرگ کرد.» ميگويم:«از جاهايي که ديديد، بگوييد.» فيروز پور، آه ميکشد و ميگويد:«همان جور که گفتيد، فقط از ديدنيها ميگويم. مثل يک پلنگ پير، ديگر از ناليدن خستهام. از کجا شروع کنم؟» ميگويم:«از دشت ناز بگوييد. خبر تازه، چه داريد؟» ميگويد:«از پشت ديوار سيمي، ميتواني گوزنهاي زرد را ببيني. از گوزنهاي زرد که يکي از شناسههاي ايران است، بايد به هر شيوه ممکن حفاظت شود. اين جنگل جلگهاى در عرصهاي ?? هکتاري و در شمالشرقى سارى از ????، پناهگاه و محل زادآوريِ گوزن زرد ايرانى است. از اين پناهگاه ـکه خوراکرساني به گوزنها از سوي نگهبانها انجام ميشودـ هر سال، شماري از گوزنهاي توليديِ پرورشيافته در زيستگاههاى مادريشان، يعني کنارههاي رودخانه دِز و کارون رها ميشود. شماري از آنها را نيز به جزيره اشک در درياچه اروميه ميفرستند.» او ميافزايد: «از جاهاي ديدني ديگر، ميانكالهِ بهشهر است که پناهگاهِ پرندگان بومى خود مانند زنگوله، قرقاول، بال و دراج است. اين پناهگاه، شکليافته از خليج گرگان، جزيره آشوراده و جزيرهگون است و نزديک به 7هزار هکتار است و از سوي يونسکو به نام يکى از ذخيرهگاههاي زيستمحيطى کرهزمين، شناسانده شده است. هر سال، آبزيان و پرندههاي سفرکرده زيادي مانند: اردکماهى، غاز، قو، مرغآتش (فلامينگو) و پليکان، براي فرار از سرما زمستانها ـ از کشورهاى سردسير شمالى تا ميانکاله ـ پرواز كرده تا در اينجا زمستانگذرانى کنند.» هنگاميکه از مياندشت(خراسان)، بيستــون(کرمـــــــــانشــــاه) وانگوران(زنجان) نام ميبرم، فيروزپور ميگويد:«دانستنيِهاي عمومي شما هم خوبه...» و ميافزايد: «مياندشت، 84 هزار هكتار است و گياهاني مانند گز، خارشتر، ريشبز، درختچه تاغ و گون دارد که زيستگاه پلنگ، يوزپلنگ و چراگاه پستانداراني مانند آهو و گورخر است. زيستگاه بيستون هم بيش از 40 هزار هكتار است و گياهاني مثل بلوط، زالزالك، ارژن، بَنه، گون و آلبالوي خودرو دارد و پستانداراني چون تشي، كَلبُز، پلنگ، شغال، گرگ و گراز. انگوران نيز 25 هزار هكتار است و پوشش گياهي آن را واشها و بوتههايي از خانوادهِ گندميان، بالشتكي و گون تشکيل ميدهد و پستانداراني مانند آهو، روباه، ميشارمني، قوچ؛ و پرندگاني چون كبك و دليجه در آن هستند.» او ميافزايد: «مهرويه نيز بيش از 55 هزار هكتار است و كهور، كُنار، اَسكَنبيل، قيچ، از پوششهاي گياهي آن است و پستانداراني مانند جيرفتي، دراج، هوبَره، قمري، سبز قباي هندي، بلبلخرما، چكاوك، شانه بهسر نيز در آن زندگي ميكنند. موته(اصفهان) نيز يکي ديگر از پناهگاههاست با گياهاني مانند بادام وحشي، تنگرس و قيچ؛ و با جانوراني مانند پلنگ، گرگ، قوچ، يوزپلنگ، ميش و آهو...» فيروز پور، به سال 1343 اشاره ميكند که كانون شكار ايران، نزديک به 343 هزار 940 هكتار از دشتها، بلنديها و چراگاههاي موته را به نام قلمرو حفاظتشدهِ روستاي موته انتخاب کرد؛ و اين زيستگاه از سال 61، با گستردهشدن به 220 هزار هکتار، نام پناهگاه حياتوحش به خود گرفت. اين دوستدار طبيعت ميگويد:«در موته، چشمههايي مانند: جاجرمي، آبباريك، گلبيدك و رزبيده جاري است و براي جانوران نيز، آبشخورهاي دستساز در جاهاي ايمن اكولوژيك درست کردهاند که با تلمبه، آب را به آنجا هدايت ميکنند.» سپيده فيروزپور ميگويد: «اين قلمرو، بهترين زيستگاه آهو در ايران است كه براي بالندگي و نيز جلوگيري از نابوديِ آنها انتخاب شده است. زمينه زيستيِ همگرا با نياز اينگونهِ پستاندار، در دشتها و شورهزارهاي موته فراهم است و ادامه زيست را برايش مهيا ميکند. قوچها و ميشها نيز در تپهماهورها و دشتهاي كوهستاني، صخرهها و بلنديهاي سختگذر(صعب العبور) ديده ميشوند. پرندههاي بومي و نابوميِ زيادي نيز در آنجا وجود دارد مانند: تيهو، هوبره، عقاب، سّسك، دمجنبانك، جغد، زنبورخوار و سُهره. هر سال نيز پرندههاي مسافر بسياري به سوي رودخانه شور و گزستانها پر ميکشند تا دَمي بياسايند.» او كه دانشآموخته شيمي و دوستدار طبيعت است، ميگويد: تاکنون در موته، بيش از 300 گونه گياهي و چراگاهي ـ كه ارزش غذايي و دارويي و صنعتي دارند ـ شناسايي شده است. در اين هنگام، اندوهي، چهرهاش را در بر ميگيرد. در مييابم که فعاليت در کانيها، قلمرو موته را تهديد ميکند. فيروزپور معتقد است که اين کنشها، سرانجام، زيانِ جبرانناپذيري به زيستِ گياهي و جانوريِ موته وارد ميکند که پيامدش ويرانيِ طبيعتِ اين زيستگاه است. سپس از جادههاي اصليِ بينِ شهري(جاده گلپايگان و اصفهانـتهران) و جادههاي روستايي كه سبب آمدوشد ماشينها ميشود و آرامش جانوران را برهم ميزند، نام ميبرد؛ و از شکار ناقانوني، چريدن ناقانونيِ دامها در چراگاهها و واگذاري بخشي از پهنهِ طبيعي از سوي هياتواگذاري و دگرگونيِ آنها به زمين کشاورزي ميگويد که در شمار ديگر عاملهاي خدشهزننده به موته است. «جزيره شتور(جزيره لاوان) 4/1 كيلومتر مربع است. گياهانِ شوردوست و پايدار در مقابل كمآبي دارد. اين جزيره، مگر براي پرندگاني مانند گونههاي چهارگانه پرستوي دريايي که در جزيره زادآوري دارند، براي ديگر جانوران قابل زيست نيست.» فيروزپور به جزيره شتور و سنگپشتهاي دريايي که براي تخمگذاري به کرانهاش ميآيند اشاره ميكند و ميگويد: اين جزيره به نام «مارون» نيز شهرت دارد. چون شمار زيادي مار کوچکِ سميِ سياه دارد که زندگيِ زيرِ شني دارند. به گفته او، صيادها و بوميهاي جزيرههاي دور و بر، براي شکار سنگپشتها و برداشتن تخم پرندگان دريايي به اين جزيره ميآيند؛ و با آن که اين جزيره کوچک است اما از با ارزشترين زيستگاههاي پرندگان و سنگپشتهاي دريايي در خليجفارس و درياي عمان است. گردشگران براي ديدن آنجا بايد مجوز بگيرند. ايرانِ شگفت ايران با آنکه در کمربند خشک جهان است، از گونهگونيِ زيستيِ چشمگيري برخوردار است. گونههاي کممانندي در زيستگاههاي کشورمان يافت ميشود که با ديگر سرزمينهاي جهان برابري ميكنند. شمارِ گونههاي پستانداران ايران با بيش از 160 گونه، ماهي با 269 گونه؛ و دوزيستان با 11گونه ـ که نزديک به نيمي از اينها، بوميِ ايران استـ ويژگيِ يگانهاي به کشورمان بخشيده است. اما افسوس که دستهايي براي دستاندازي به اين بيپناهان، دراز شده است.گسترش روزافزون شهرها، تغيير کاربريِ کشتزارها، بهرهوريِ بيسامان از منابع، بهرهبرداريِ بيرويه از چراگاه و جنگل، همه در شمارِ کنشهاي ويرانگري است که پوشش گياهي قلمروهاي حساس را ميخشکاند و پهنهِ زندگي را بر جانوران بيزبان، تنگ ميکند.» فيروزپور در پاسخ به اين پرسش كه آيا ميتوان مانند گذشته، در زيستگاه شيراحمد(سبزوار) گله آهو ديد؟ ميگويد: «نه از اين خبرهاي خوش نيست.» او ميافزايد:«سبزوار با همهِ نيمهبياباني بودن، زيستگاه گونههاي بسياري از جانوران وحشي است. يكي از اين زيستگاهها، يعني کويرِ 25 هزار هکتاري شيراحمد، 10 سال است از سوي سازمان محيطزيست، حفاظت ميشود. اين منطقه در سال 75، شکارممنوع شد.» او ميگويد:«کوير شيراحمد از گذشتههاي دور به نام يکي از زيستگاههاي خوب آهو، شناسايي شده است. در اين قلمرو، بر پايهِ واپسين سرشماري 1384، نزديک به 2300 راس از اين جانور زيبا و حساس ديده شده است. در سالهاي نهچندان دور، آهوها در گلههايي با بيش از 100 راس ديده ميشدند که در کنار ديگر جانوران، زندگيِ آرامي را به دور از نگراني و دلواپسي، سپري ميکردند. نشانهها همه داستان از آن دارد که گونههايي از يوزپلنگ نيز در گذشته، زيباييبخش طبيعت اين ديار بوده؛ که اکنون فقط نامي از آن مانده است.»او در پاسخ به اين پرسش که چرا انسان، زيستبوم خود را نابود ميکند؛ ميگويد: نابودي، يا در آستانهِ نابودي قرارگرفتن محيطزيست، از زماني آغاز شد که انسانِ با طبيعت، بر طبيعت شوريد و بيآيندهنگري و براي خوشنوديِ خواستهاي خود، به بهرهبرداري زيادهروانه از طبيعت روي آورد. دگرگونيِ ابزار شکار از تيروکمان به تفنگهاي پيشرفته نيز به او در برنامهِ نابودسازيش کمک کرد. به ميدان آمدن ماشينهاي تندرو، آسيب به طبيعت را شتاب بيشتري بخشيد، تا جاييکه اکنون از آن گلههاي بيشمار يوز در ايران، فقط شمار اندکي، آنهم در پناهگاهها و قلمروهاي حفاظتشده، باقي مانده است.سپيده فيروز پور، به سراغ زيستگاه 30 هزار هکتاريِ تپال(شاهرود) ميرود که قلمروي كوهستاني و دشتي دارد و داراي منظرگاههاي زيباست؛ و آن را چنان شاعرانه ترسيم ميکند که احساس ميکني در آنجايي. اين همانندسازيِ پراحساسِ او از طبيعت، بيشتر افسوس انگيز است.او ميگويد:«آن ديار، از ديرزمان تا کنون، پناهگاه جانوران نارام(وحشي) بوده است و آسيبهاي انساني را هنوز بر پيکر دارد و از آن رنج ميبرد. از گونههاي ارزشمند جانوريش ميتوان از آهو، خرسقهوهاي، پلنگ، كيهو، كبكدري و شغال نام برد.» «قميشلو در (اصفهان) هم از آن جاهايي است که شنيدنش از زبان من پيرزن، فايدهاي ندارد و بايد خودت از نزديک آن را ببيني.» او ميافزايد:«اين پناهگاه در دوره قاجار، يكي از بهترين شكارگاههاي اصفهان بود كه مسعودميرزا(ظلالسلطان، فرمانرواي اصفهان) و پسر بزرگ ناصرشاه، در آن شكار ميكرد. در سال 1343هجري شمسي، كانون شكار و صيد، 37 هزار هكتار آن را از شاهزادههاي قاجار خريد و حفاظتشده اعلام كرد. پهنه(عرصه)هاي طبيعيِ قميشلو را دشتها، كوهها و تپهماهورهاي گوناگون شكل ميدهد و در آنها آهو، گوركن راهراه، كاراكال، پلنگ و خزندگاني چون: جكو و آگاما زندگي ميكنند.» در آستانه نابودي مهـــندس محمد درويـــش، پژوهشگر جنگل نيز دل پرخوني از ويرانگريهاي چهارگانه محيطزيست دارد؛ و در پاسخ به اين پرسش که اکنون کدام جانوران ايران در آستانه نابودي هستند، ميگويد:«آژيرِ خطرِ نابوديِ بسياري از جانوران به صدا در آمده است و روح و جان دوستداران طبيعت را آزار ميدهد؛ ولي گويا ماگوش خود را گرفتهايم.» او ميافزايد:« دو گونه بسيار برجسته از اين جانوران در آستانه نابودي است. يکي يوزپلنگ ايراني، سريعترين دونده جهان، که در همه جاي آسيا از بين رفته و فقط 50 قلاده از آن در ايران مانده است؛ و ديگري، گورخر آسيايي است که در دشتکوير يا يزد وجود دارد؛ و هر دو در آستانه انقراض کاملاند.» اين ديدهبان محيطزيست، در گفتگو با اطلاعات ميافزايد:«از ديگر جانوراني که بيم نابوديشان ميرود، تمساح پوزه کوتاه است که ويژه آب و هواي ايران است و در هيچ کجاي جهان، وجود ندارد. يا جانوراني مانند درناي خاکستري، خرس قهوهاي و خرس سياه که در قلمرو باهوکلات در بلوچستان ميزيد؛ و گربه شني که در پارک ملي کوير است؛ و وزغ کويري و هوبره، که بسيار آسيبپذير شده است.» او ميگويد: «البته، يک طرح جهاني با پشتيباني و بودجهِ سازمانملل اجرا ميشود که مديريت آن را تا پارسال، مهندس هوشنگ ضيايي، به عهده داشت و موفق شد كه نسل مردهِ گوزن زرد ايراني را دوباره زنده کند.» مهندس درويش در باره يوزپلنگ ايراني، بر اين باور است که مهندس هوشنگ ضيايي، کارهاي بزرگي انجام داد و پيش از انقلاب، که مديريت پشتيباني از اين جانور را بر عهده داشت، چند قلاده به آن اضافه شد. پس از آن اين طرح، پي گرفته نشد تا به سرانجام نويدبخشي برسد. عـ درويشي codex24x page05 |
PDF صفحات روزنامه
Ettelaat International



آدرس: تهران. بلوار ميرداماد - خيابان نفت جنوبي
تلفن : 29999
22258022 : فاكس
Ettelaat Newspaper
Tehran Mirdamad Boulvard
Tel : 009821 29999
Fax : 009821 29999
email: ettelaat@ettelaat.com






































84 سال حضور مستمر در صحنه اطلاع رساني کشور




PDF صفحات نيازمنديها
PDF صفحات ضميمه


